توضیحات
اهداف اجرای همایش «زمین از دریچه آسمان»:
1- ماندگارترین و جهانیترین بخش میراث فرهنگی ما عرفان است. هنگامی که عرفان را با فلسفه، کلام، فقه، اخلاق، و با سایر بخشهای فرهنگ خود مقایسه میکنیم، به راستی ماندگارترین و جهانیترین بخش مییابیماش. معرفی این بخش از فرهنگ به دهکده جهانی باعث میشود که فرهنگ آینده این دهکده جهانی آب و رنگ عرفان ما را در خود داشته باشد.
2- مولانا شاخصترین نماینده عرفان اسلامی است. هم به جهت تکیه بر عمل تا نظر و نظریهپردازی و هم با توجه به لطافت پیاماش. بنابراین خوب است که در شناساندن چهره مولانا فعال باشیم.
3- جهان در وضع بسیار شکننده و تردی قرار دارد و بزرگترین خدمتی که میشود به این جهان کرد، خدمت در طریق برقراری صلح و آرامش است و بزرگترین داعی و مبلغ صلح و آرامش که میتواند نماینده اسلام رحمانی در جهان باشد مولاناست. بنابراین معرفی مولانا در واقع خدمت به صلح و آرامش جهانی است.
4- امروزه جامعه ما بیش از هر چیزبه اخلاق نیازمند است و در میان نظامهای اخلاقی، فلسفی و نقلی و مصلحت اندیشانه و عرفانی، اخلاق عرفانی هم جذابتر است و هم عمیقتر و بنابراین ما جدیتمان در این است که اخلاق عرفانی را در میان مردم خود اشاعه و ترویج کنیم.
5- یکی از مشکلات جامعه ما جدایی از سنت و میراث فرهنگی خودش است. یعنی آشنا نبودن با کسانی مثل فردوسی، نظامی، مولوی، سعدی و حافظ و خیام و دیگران. شناساندن مولوی در واقع آشتی کردن مجدد نسلهای کنونی و آینده با فرهنگ ماست. چون این فرهنگ از نکات مثبت و نقاط قوت خالی نیست و حیف است که این را دیگران کشف و استخراج کنند. خوب است که خود کشف و پالایش آن را به عهده بگیریم.
ضمن توجه به این که هر چه انسان بیشتر به وجوه اشتراک خود با انسانهای دیگر پی ببرد شفقتاش با آن انسانها بیشتر میشود و همکاری میان انسانها زمانی پدید میآید که دریابند سرنوشت مشترکی دارند میکوشیم تا کمک کنیم به این فهم مشترک برسیم تا نسبت به یکدیگر شفقت پیدا کرده و عشق بورزیم. بر این اساس و با اهدافی که بر شمردیم برآنیم تا با همفکری و همیاری انسانهای تاثیرگذار در تغییر نگرش و رفتار بشر امروز پروژهای عملی تحت عنوان «زمین از دریچه آسمان» را به شرح زیر پی بگیریم:
1) سرشت من و هم سرشتی ما
2) شفقت و عشق
3) سرنوشت من و هم سرنوشتی ما
4) همکاری
5) رهایی











